عمرش از اين‌جا آغاز گشت‌. در سال 1360 در آوينيون بود، ولي در سال 1361، پس از غيبتي‌ پنج‌ساله‌، به انگلستان بازگشت‌. پس از آن‌، نخستين نوشته‌ٴ تاريخي خود را به فيليپا تقديم كرد (در دست نيست‌)، كه گزارشي از جنگ پواتيه بود، جنگي كه در آن شاهزاده‌ٴ سياه‌، ژان خوب را شكست داد و اسير كرد (1356). پس از آن‌، منشي فيليپا شد. اندكي بعد، چند ماهي را در اسكاتلند گذراند و با ديويد دوم (ديويد بروس‌) آشنا شد؛ آنگاه‌، به لندن بازگشت و منشي ژان‌ خوب شد. شرح كامل مسافرت‌هايش بسيار مفصل و خالي از فايده است‌؛ تنها به ذكر نمونه‌هايي اكتفا مي‌كنيم‌. در سال 1366 انگلستان را ترك گفت و روانه‌ٴ بروكسل شد؛ سپس‌، به‌ يونان و جنوب فرانسه رفت‌. در سال 1368 همراه با چاسر در التزام دوك كلارنس بودند، كه براي‌ ازدواج با دختر گالئاتسو ويسكونتي روانه‌ٴ ميلان بود؛ پترارك در مجلس عروسي حضور داشت‌! اندكي بعد، فرواسار در بولونيا با پتر شاه قبرس ملاقات كرد، كه درصدد به راه انداختن جنگ‌ صليبي تازه‌اي بود. در سال 1369 فيليپا درگذشت‌. حاميان بعدي فرواسار عبارت بودند از ونكِسلاس لوكزامبورگي‌، دوك برابان و گي‌دو بلوا حاكم بومون‌، كه در سال 1373 او را كشيش‌ لِستِن در نزديكي مُن كرد و او بعدها، كانن شيمه شد.گي دو بلوا با ماري ناموري ازدواج كرده بود، كه فرواسار با پدر ماري‌، يعني روبر كنت نامور و شوهر اليزابت هينو خواهر فيليپا مربوط شد. از سال 1374 تا 1386 را احتمالاً در كليساي خودش گذراند. در سال 1386 سفرهايش را از سر گرفت و روانه‌ٴ شيمه‌، گِنت‌، والنسين و جنوب فرانسه شد و در آن‌جا مورد حمايت گاستن فبوس‌ كنت فوا و بئارن قرار گرفت‌؛ سپس به پاريس‌، فلاندر و غيره رفت‌. مقارن سال 1394، براي‌ آخرين بار ديداري از انگلستان داشت و سپس به فرانسه بازگشت و در آن‌جا شاهد تدارك جنگ‌ صليبي تازه‌اي شد، كه در سال 1396 در نيكوپول فرجامي مصيبت‌بار داشت و سيگيسموند مجار و متحدانش به‌دست بايزيد اول سلطان عثماني شكست خوردند. آخرين سال‌هاي عمرش‌ بيشتر در والنسين و شيمه گذشت و او در حدود 1410 در شيمه درگذشت‌. بدان سبب‌، اين‌ جزئيات را درباره‌ٴ كارهاي فرواسار ذكر كرديم تا وسعت و اهميت مشاهداتش را نشان دهيم‌، وي‌ با بسياري از برجسته‌ترين مردان سياسي و نظامي عصر خويش ارتباط داشت و رفتار جذابش به‌ وي امكان مي‌داد تا همه‌ٴ اطلاعات لازم را از آنان به‌دست آورد.
كار او به‌عنوان وقايع‌نگار ظاهراً از حدود سال 1361 آغاز شد. تاريخ او، كه به زبان فرانسه‌ (گويش والون‌) نوشته شده‌، درباره‌ٴ رويدادهاي فرانسه‌، انگلستان‌، اسكاتلند، اسپانيا، برتاني‌، گاسكني‌، فلاندر و سرزمين‌هاي همسايه از سال 1322 تا قتل ريچارد دوم در سال 1400 است‌.كتاب در چهار بخش است‌:بخش اول درباره‌ٴ سال‌هاي 1326ـ1376، يعني دوران پادشاهي‌ ادوارد سوم‌؛ كه دو تحرير از آن در دست است‌. بخش دوم در سال 1388 به پايان مي‌رسد و تماماً مربوط است به رويدادهاي فلاندر در سال‌هاي 1382ـ1386. بخش سوم درباره‌ٴ پيرنه‌،